۱۳۹۰/۹/۱۷

در مقابل نقض آزادی بیان، به هیچ عنوان کوتاه نخواهم آمد


مطلع شدم مطلبی در نقد من، که خودم نیز آن را خوانده بودم، از روی بالاترین با گزارش به صورت اتوماتیک، حذف شده است.
با پیگیری بیشتر، به این نتیجه رسیدم که ممکن است جدای از پشتیبانان، که برای حقوق بشر و آزادی بیان تلاشی قابل تقدیر می کنند، عده ای اقدام به حذف صدای منتقد من کرده باشند. دراینجا باید به طور صریح  و شفاف اعلام نمایم :

  1. من وبلاگم را راه اندازی کرده ام و به شبکه اجتماعی بالاترین پیوسته ام، تا از این طریق مستقیما از نظرات و انتقادات هموطنانم آگاهی یابم. اگر فردی، «غیر مغرضانه» فکر می کند با حذف صدای منتقد من، از من به نوعی دفاع یا حفاظت کرده است،  باید صراحتا بگویم که این عمل، اشتباه و دارای نتیجه معکوس است.
  2. آزادی بیان، یکی از حقوق اساسی بشر است. هرگز در برابر نقض این حق اساسی هم میهنانم، اگر چه منتقد  من باشند، کوتاه نخواهم آمد. نقض آزادی بیان، آغاز استبداد است. هیچ فرد و یا قدرتی، تحت هیج شرایطی  نباید حق آزادی بیان شهروندان را سلب و یا محدود نماید. یکی از اصول مبارزات ما رسیدن به آزادی بیان و اندیشه و حفظ همیشگی آن است. اگر آزادی بیان نباشد ٬ همه چیز از دست خواهد رفت.
  3. روش صحیح رد یا قبول یک نقد، ایجاد دیالوگ منطقی است. پاسخ منطقی اکثر نقدهای اخیر، در کتاب ها و مطالب قبلی من موجود است. هموطنان عزیزی که در بحث ها شرکت می کنند، می توانند با مراجعه به این منابع پاسخ های خود را در مورد مواضع من بیابند.
به عنوان حرکت نمادین در مخالفت با نقض آزادی بیان، انتقاد حذف شده را در وبلاگم باز نشر می کنم تا هم میهنانم امکان مطالعه آن را داشته باشند. 


                   پاورقی: برای یافتن پاسخ به این نقد، به فصل دوم کتاب « زمان انتخاب» مراجعه نمایید. 



۱۳۹۰/۹/۱۳

دانشجو، پرچمدار جنبش آزادیخواهی مردم ایران

به مناسبت شانزدهم آذر

نظام مستبد و تمامیت خواه حاکم بر ایران، با اتخاذ سیاست های قرون وسطایی از قبیل تفکیک جنسیتی، اسلامی کردن علوم انسانی، ستاره دار کردن دانشجویان آزادیخواه، محروم کردن دانشجویان تنها به جرم داشتن عقیده و مذهب مغایر با ارزش های حکومت اسلامی و غیره، سعی در تخریب جایگاه مقدس دانشگاه نموده است.
علاوه بر این، جمهوری اسلامی همواره تلاش نموده است که دانشجویان و استادان دانشگاه را بعنوان حامیان سیاست های تنش آفرین و ضد منافع ملی ایران، همچون حمله به سفارتخانه ها، ، سیاست های ماجراجویانه، برنامه هسته ایی و غیره به جامعه بین المللی نشان دهد.
دانشجویان که بخش های مختلف جامعه، همچون زنان، کارگران، بازاریان، هنرمندان، نظامیان، اقوام، ادیان و دیگر اقشار را نمایندگی می کنند، همواره تحت سرکوب نهادهای حکومتی بوده و تاکنون بهای سنگینی را پرداخت کرده اند.  
ولی، علیرغم تمام این سرکوب ها، جنبش دانشجویی سهم عمده ایی در آگاهی بخشی به جامعه داشته و همت و توانمندی بالای دانشجویان در كشف و اختراع پديده‌های علمی، دستيابی به فناوريی های مدرن بشری، استقلال‌منشی و آزاد اندیشی، چهره ای سرفراز و افتخارآفرین از ایران و ایرانی به جامعه بین المللی عرضه نموده است.

دانشجویان قهرمان ایران زمین،

مبارزات شیرزنان و دلیرمردانی همچون بهاره هدایت، عبدالله مومنی، مجید توکلی، مهدیه گلرو، کوهیار گودرزی، پیمان عارف، عباس کاکایی، مجید دری، سما نورانی، شبنم مددزاده، حسن اسدی زیدآبادی، میلاد اسدی، یاسر گلی، محمد پورعبدالله، ضیا نبوی، مرضیه خدابخش، محمد یوسف رشیدی، آرمان رضاخانی، عاطفه نبوی، بهروز جاوید تهرانی، آمانج حیدری، احسان عبده تبریزی، حامد روحی نژاد و دیگر مبارزان راه آزادی، شعله های جنبش آزادیخواهانه مردم ایران را فروزان تر نموده و پایه های این نظام مستبد و دانش ستیز را به لرزه انداخته است.  
در این شرایط حساس و بحرانی که کشورمان با آن روبروست، شما دانشجویان مبارز می بایست با آگاهی بخشی و ایجاد شبکه های اجتماعی، در خانواده، محله و همچنین در کل جامعه، حرکت های اعتراضی آگاهانه را سازماندهی نمایید.  
همچنین در فضای سرکوب و اختناق حاکم بر کشور، دانشجویان ایرانی برون مرز، به منظور رساندن پیام جنبش دانشجویی درون مرز به جهانیان، با استفاده از فضای حقیقی و مجازی همچون وبلاگ، شبکه های اجتماعی، رسانه های خبری بین المللی، وظیفه سنگینی را بر دوش دارند. 

برای آزادی ایران با هم به پا خیزیم و در کنار هم سد سکوت را بشکنیم. یقین دارم که مبارزات آزادیخواهانه مردم کشورمان در راه دستیابی به حقوق بشر، آزادی، دموکراسی و نظامی مبتنی بر جدایی دین از حکومت، به ثمر خواهد نشست.

رضا پهلوی

۱۳۹۰/۹/۶

عزم ملی برای پایان دادن به خشونت علیه زنان ایران





استبداد مذهبی حاکم بر ایران در طی سی و دوسال گذشته، با نهادینه کردن خشونت در تمام سطوح جامعه و تخریب کلیه ساختار های اجتماعی و فرهنگی، خشونت هدفمندی را بر علیه زنان دلیر کشورمان که نیمی از جمعیت ایران را تشکیل می دهند، سازماندهی کرده است. سرکوب و سلب حقوق و آزادی های اساسی زنان ایران، با تشدید خشونت فردی و اجتماعی بر علیه آنان، از جمله پوشش اجباری، ایجاد شکاف بین زن و مرد، تبعیض در محیط کار، تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها، اجرای طرح ها و قوانین غیر انسانی همچون طرح مبارزه با بدحجابی، قوانین مربوط به طلاق، حق چند همسری برای مردان، حضانت فرزند، دیه و ارث هر روز شرایط سخت تری را برای زنان سرزمینمان بوجود می آورد.

مادامی که زنان هنرمند این سرزمین را "بدکاره" می نامند، شادی و زیبایی را گناه می خوانند، امامان جمعه، زنان را موجوداتی "درنده و گزنده" توصیف می کنند، مادران را از عشق ورزیدن به فرزندانشان محروم می کنند، به زنان بعنوان ابزار جنسی نگاه می شود، مادران، زنان و دختران این سرزمین را "جنس دوم" می پندارند، حاکمان، بیشرمانه قربانیان تجاوز های جنسی را بدلیل عدم پوشش اسلامی در حریم خصوصی خود مقصر می شناسند و قوانین مردسالارانه در لابلای باورهای جامعه رخنه می کند، بدینسان خشونت بر علیه زنان در تمام سطوح جامعه نهادینه می شود.

هم میهنانم،

ما زنان و مردان ایرانی باید دست در دست یکدیگر، برای استقرار حقوق بشر و دموکراسی در کشورمان و پایان دادن به تبعیض، نابرابری،  بی عدالتی، خشونت و سرکوب علیه زنان، به پا خیزیم. در فقدان حکومتی مسئول، موثرترین راه ایجاد شبکه های مردمی و اجتماعی بمنظور آگاه سازی، آموزش جمعی و پشتیبانی از قربانیان خشونت است.

مبارزات دلیرانه شیوا نظرآهاری، نسرین ستوده، بهاره هدایت، ژیلا بنی یعقوب، هنگامه شهیدی، زنده یاد هاله سحابی، مهدیه گلرو، شهلا لاهیجی، محبوبه کرمی، نرگس محمدی، فرشته شیرازی، سیمین بهبهانی، تهمینه میلانی، رخشان بنی اعتماد و دیگر شیرزنان سرزمینمان، برای احقاق حقوق اولیه تمامی شهروندان ایران، می بایست چراغ راه مبارزه ما باشد.

ضمن همراهی با همه فعالان و مدافعان حقوق زنان، اعتراض خود را علیه رفتار های ضد انسانی و قرون وسطایی جمهوری اسلامی نسبت به زنان ایران اعلام نموده و هر نوع خشونت پنهان و آشکار، علیه آنان را شدیدا محکوم می نمایم. 

همرزمانم، مبارزه ما برای رسیدن به آزادی و برابری هرچند سخت و دشوار است، اما اطمینان دارم که در آینده ایی نزدیک پیروز خواهد شد. تمام تلاش و کوشش خود را مانند همیشه بکار خواهم بست، در کنار شما با تمام توان، فریاد آزادیخواهی و حق طلبی شما را به گوش جهانیان برسانم.   

زنده باد ایران
رضا پهلوی

۱۳۹۰/۸/۱۸

اقدام ملی برای اجتناب از حمله نظامی به کشورمان



هم میهنان عزیزم،

هوشیار باشیم، از آتش زیر خاکستر خشم جامعه بین المللی نسبت به رفتار حاکمان جمهوری اسلامی، احتمال بروز جنگ دیگری کشورمان را تهدید می کند.
نظام مستبد و تمامیت خواه اسلامی، بدلیل سیاست های غلط و غیرانسانی در عرصه داخلی و سیاست های مداخله جویانه و تنش آفرین در عرصه خارجی، از یکسو، ساختارهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی کشور را به نابودی کشانده و از سوی دیگر، باعث ایجاد بحران و آشوب در کشورهای منطقه و به خطر انداختن صلح و آرامش جهانی شده است.
دیکتاتوری جمهوری اسلامی، با نقض مستمر حقوق بشر، سرکوب خواسته های به حق و آزادی های بدیهی و اولیه مردم کشورمان، حیف و میل سرمایه های ملی، اختلاس های کلان، نادیده گرفتن معاهدات بین المللی و همچنین حمایت همه جانبه از گروه های تروریستی و اسلامگرایان افراطی در منطقه، با سوءاستفاده از ثروت های ملی مردم ایران، کشورمان را با بحرانی عمیق روبرو ساخته و به انزوای کامل بین المللی کشانده است.
حکومت اسلامی برای انحراف اذهان عمومی از مشکلات اجتماعی و فرهنگی، فقر و گرانی های کمرشکن، سرکوب و شکنجه زندانیان سیاسی-عقیدتی و مشکلات عدیده ایی که مردم کشورمان با آن دست و پنجه نرم می کنند، بدنبال برافروختن آتش جنگی دیگر است.
حاکمان جمهوری اسلامی، همانند گذشته جنگ را نعمتی برای ادامه بقای حکومتشان می دانند و بر این اساس، با اتخاذ سیاست های ماجراجویانه و تحریک آمیز، خشم جامعه بین الملل را بر افروخته و کشورمان را با خطر حمله گسترده نظامی روبرو کرده اند.

هم میهنانم،

در این شرایط حساس تاریخی که سرزمینمان ایران با آن روبروست، وظیفه همه بخش های جامعه بویژه نیروهای مسلح مدافع و مطیع حقوق و خواسته ملت است تا دست در دست یکدیگر، در چارچوب یک جنبش نافرمانی مدنی و با ایجاد شبکه های وسیع اجتماعی، برای اجتناب از بروز یک حمله نظامی که می تواند آغازگر یک سیر قهقرایی و پرهزینه برای مردم ایران باشد، به پا خیزیم.
بر همین اساس، از همه نیروهای سیاسی و مدنی ایرانی داخل و خارج از کشور، بار دیگر دعوت بعمل می آورم، تا با همبستگی، همدلی و اتحاد، حول یک هدف مشترک یعنی دستیابی به حقوق بشر و دموکراسی، کشورمان را از این شرایط بحرانی نجات دهیم.

تمام تلاش خود را بکار خواهم بست تا خواست صلح جویانه مردم کشورم را به گوش جامعه جهانی برسانم و خطاب به آنان تاکید نمایم که سرنوشت ایران نه با دخالت نظامی خارجی بلکه تنها باید توسط مردم ایران و با حمایت جامعه بین المللی تعیین شود.

توجه داشته باشیم که حمله نظامی الزاما منجر به سقوط رژیم جمهوری اسلامی نخواهد شد و می تواند هزینه های گزاف و جبران ناپذیری را برای مردم کشورمان و منطقه در بر داشته باشد. مشروع ترین و کم هزینه ترین راه برای گذر از نظام جنگ طلب جمهوری اسلامی، آزادی ایران به دست خود مردم ایران است.

رضا پهلوی 


۱۳۹۰/۸/۸

سپاسگزاری از نظرات و کمک شما در ارتباط

با نامه
2011HR8712

هم میهنانم،

تنها پس از گذشت ساعاتیاز انتشارپیش نویس «شکایت نامه رسمی» در ارتباط با نقض حقوق بشر و درخواست برای آزادی زندانیانسیاسی-عقیدتی، به تمام مراجع ذیربط، با دریافت نظرات و پیشنهادات بسیار چشمگیر همه اقشار جامعه مواجه شدم.

در اینجا وظیفه خود میدانم که:

از همه مدافعین حقوقبشر، وکلا و متخصصین امور حقوقی داخل و خارج از کشور که از طرق مختلف همچونبالاترین و شبکه های اجتماعی، ایمیل، دورنگار، تلفن و اسکایپ، اطلاعات، پیشنهاداتو نظرات ارزنده ایی را تا به این لحظه به ما ارائه داده اند، صمیمانه سپاسگذارینمایم.

از تمام عزیزانی که با تلاشخود در انتشار گسترده و وسیع این نامه در فضای مجازی سهیم بودند و همچنین یکایک هممیهنانم که با نظرات و پیشنهادات خود از این اقدام حمایت نموده اند، صمیمانهسپاسگذار هستم.
اما،در این میان افرادی در فضای مجازی تلاش کرده اند که این اقدام را تنها به شخص من محدودنمایند. حمایت از حقوق شهروندان و تلاش برای آزادی زندانیانسیاسی-عقیدتی، امری است فراحزبی و فراجناحی که اتحاد همه مردم ایران را طلب می کند. از هرنوع قهرمان سازی و شخصیت سازی بپرهیزیم که ما را از هدف محوریمان یعنی آزادی زندانیاانسیاسی-عقیدتی و برقراری دموکراسی و حقوق بشردر ایران دور می کند.

۱۳۹۰/۸/۶

اقدام برای آزادی زندانیان سیاسی- عقیدتی


هم میهنانم،

جمهوری اسلامی، با نقض مستمر حقوق بشر، سرکوب آزادی های اساسی، اعدام های گسترده و خیابانی، سنگسار، شکنجه و تجاوز در زندان ها، شرایط قرون وسطایی را بر کشورمان حاکم کرده است. متاسفانه، جامعه جهانی تاکنون عکس العمل قدرتمند و منسجمی را در مقابل رفتارهای غیرانسانی این نظام از خود نشان نداده است.

در این شرایط حساس، با توجه به فشارهای جسمی و روحی که بر زندانیان سیاسی-عقیدتی وارد می شود، وظیفه همه کنشگران و فعالین سیاسی و مدنی، وکلای دادگستری، مدافعین حقوق بشر، فعالین حقوق زنان، روزنامه نگاران، روحانیون مستقل، زندانبانان، نیروهای مسلح و یکایک شهروندان ایرانی است تا دست در دست یکدیگر گذاشته و با آغاز یکسری اقدامات ملی و بین المللی، حکومت ایران را وادار به آزادی بدون قید و شرط زندانیان سیاسی-عقیدتی نماید.

تا کنون اقدامات ارزشمندی در زمینه دفاع از حقوق زندانیان سیاسی-عقیدتی ایران، در داخل و خارج از کشورمان صورت گرفته، اما بدلیل عدم انسجام و حمایت کامل تمام اقشار جامعه، هنوز به نتیجه مورد نظر نرسیده است. در راستای پیشنهادات و درخواست های شما عزیزان در فضای حقیقی و مجازی، با مشورت هم میهنان فعال سیاسی - مدنی، تصمیم گرفتیم بستری مناسب را برای آغاز یک سلسله اقدامات عملی، فراهم سازیم. حرکتی که تنها در سایه مشارکت و همفکری یکایک شما هم میهنان مبارزم امکان پذیر خواهد بود.

·         در مرحله اول، در راستای گزارش دبيركل سازمان ملل متحد و آقای احمد شهید، نماینده ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، پیش نویس یک متن بعنوان یک شکایت نامه رسمی برای ارسال به تمام مراجع ذیربط (کشورهای عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد، دبیرکل سازمان ملل متحد و شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد) تهیه شده است. در پایان این مقدمه، می توانید پیش نویس این متن را مطالعه نموده و نظرات و پیشنهادات خود را برای تکمیل آن ارسال نمایید.
·         بدلیل اینکه آوردن اسامی تمامی زندانیان سیاسی-عقیدتی در ایران در این پیش نویس امکان پذیر نمی باشد، تلاش شده است تا اسامی تعدادی از زندانیان، بعنوان نمونه ایی از کنشگران و فعالین سیاسی، مدنی و عقیدتی ذکر گردد. چنانچه از این لیست موردی از قلم افتاده، لطفا با ذکر منبع ومشخصات در زیرهمین لینک، حساب بالاترین، وبلاگ و یا وب سایت خود، آنرا ارسال نمایید.
·         پیشنهادات و نظرات خود درارتباط با پیش نویس شکایت رسمی و بویژه اقدامات عملی آتی در این زمینه را در وبلاگ خود منتشر و در بالاترین با کلمه کلیدی (2011HR8712) پست نمایید.
·         چنانچه شما دارای شناسه (اکانت) بالاترین نیستید، از کلمه کلیدی بالا (2011HR8712) بعنوان برچسب در مطالبی که در این زمینه در وبلاگتان منتشر می کنید، استفاده نمایید تا متن شما در سایت گوگل برای همگان قابل جستجو باشد. دوستانی که دارای شناسه (اکانت) بالاترین می باشند، متن و وبلاگ شما را می توانند در سایت گوگل پیدا کرده و آن را در بالاترین لینک کنند.
o        دوستانی که در بالاترین فعال هستند، می توانند در این زمینه ما را یاری کنند.
·         به منظور سهولت هرچه بیشتر برای رسیدگی به نظرات شما، پاراگراف های متن پیشن نویس شماره گذاری می گردد تا بتوانید نظرات و پیشنهادات خود را با ذکر شماره پاراگراف مورد نظر ارسال نمایید. 
·         بر اساس سیستم بالاترین، انرژی شناسه من به اندازه ایی نیست که بتوانم به همه لینک های شما رای مثبت و یا نظر بدهم. تلاش من و متخصصین فنی-حقوقی بر این خواهد بود که پس از مطالعه و بررسی تمام نظرات و پیشنهادات ارسالی، مطالب مرتبط با این موضوع را در نسخه نهایی بگنجانیم.
·         از افرادی که در داخل کشور و یا در دستگاه حاکمیت هستند، دعوت می شود تا با رعایت مراتب امنیتی، از طریق افشای اطلاعات در مورد زندانیان سیاسی- عقیدتی گمنام، با ما در این پروژه همکاری نمایند.
·         متاسفانه، به دلیل ارسال هرزنامه (اسپم) و همچنین محدودیت امکانات فنی، بخش دریافت نظرات وبلاگم را موقتا مسدود کرده ام. لطفا برای ارسال نظرات خود از سیستم بالاترین استفاده نمایید.
·         برای تسریع در رسیدگی به وضعیت بحرانی زندانیان سیاسی- عقیدتی و آزادی آنان، پیش نویس این شکایت از تاریخ ششم آبان ماه لغایت پانزدهم آبان ماه 1390 خورشیدی برای دریافت نظرات و پیشنهادات شما بر روی سایت بالاترین قرار خواهد گرفت. 





--------------------------------------------------------------------------------------------


پیش نویس نامه به روسای کشورهای عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد

1.     نظام جمهوری اسلامی حاکم بر ایران، اقدام به نقض اساسی ترین حقوق زندانیان سیاسی-عقیدتی نموده است. ضمن جلب توجه شما به گزارش جناب آقای احمد شهید، در ارتباط با نقض حقوق بشر در ایران، به اطلاع می رساند، ادله های بسیار محکمی در دست است که بر خلاف آنچه حکومت ایران ادعا می کند، حقوق اولیه میرحسین موسوی، زهرا رهنورد، مهدی  کروبی و کلیه زندانیان سیاسی-عقیدتی و مدنی در ماههای اخیر به شدت نقض شده است و حتی از حقوق ابتدایی زندانیان، همچون حق داشتن وکیل، تفهیم اتهام و دفاع از خود در دادگاه محروم هستند. اینگونه رفتارهای غیر انسانی این نظام بر خلاف مقررات و تعهدات بين المللی است.

2.     حقوق اولیه انسانی دیگر زندانیان و بازداشت‌شدگان سیاسی-عقیدتی و مدنی همچون بهنام ابراهیم زاده، بهمن احمدی عمویی، منصور اسانلو، حسن اسدی زیدآبادی، عمادالدین باقی، آیت الله بروجردی، عماد بهاور، حسین پالانی، علی پورسلیمان، محمدرضا پورشجری، مصطفی تاج زاده، مجید توکلی، رضا جوشن، حمیدرضا خادم، مهدی خدایی، رضا خواجه ای، محمد داوری،ارژنگ داوودی، مجید دری، حسین رونقی ملکی، علیرضا سپاهی لائین، عیسی سحر خیز، قاسم شعله سعدی، کیوان صمیمی، حشمت الله طبرزدی، ابوالفضل عابدینی، جواد علیخانی،  سعد غلامحسین پور، عباس کاکایی، جواد لاری، فرشاد معروفی، محمدرضا مقیسه، حمید موذنی، عبدالله مومنی، بهاره هدایت، حجت الاسلام آرش هنرور، مهدی محمودیان، کشیش یوسف ندرخانی، و صدها زندانی دیگر از نمایندگان گروه های مختلف مردم و گرایش های سیاسی-عقیدتی پایمال شده و به سنگین ترین شکل، مورد ظلم جمهوری اسلامی قرار گرفته اند.

3.     همچنین بازداشت و تهدید وکلا و فعالان حقوق بشر، از سوی نیروهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی، به اتهام «ارتکاب جرایم امنیتی»، صرفا تلاشی است برای از بین بردن اسناد و مدارک نقض حقوق بشر در ایران. آزار و اذیت و شکنجه فعالین و وکلای مدافع حقوق بشر، همچون نسرین ستوده، عبدالفتاح سلطانی، هنگامه شهیدی و کوهیار گودرزی، اقدامی است جهت ساکت کردن کسانی که به دفاع از حقوق همنوعان خود برخاسته‌اند. در چنین فضایی، وکلا برای انجام وظیفه قانونی خود که دفاع از موکلین است، بیشتر و بیشتر مورد تهدید قرار می گیرند.

4.     مواد ۲ ٫ ۳ ٫ ۵ ٫ ۷ ٫ ۹ ٫ ۱۰ ٫ ۱۲ ٫ ۱۹ ٫ ماده ۲۰ بند ۱، ماده ۲۱ بند ۱، ۲ و ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر که هدف آن برقراری و تضمین حقوق و آزادی‌های برابر برای همه مردم است در مورد تمام زندانیان سیاسی-عقیدتی و مدنی به کرات نقض شده است.

5.     در اینجا تنها از بعضی افراد که اطلاعات بیشتری از آنها در دست است نام برده شده، ولیکن صدها تن از زندانیان سیاسی-عقیدتی و مدنی گمنام در زندان های ایران تحت سرکوب و نقض سیستماتیک حقوق بشر قرار دارند و عدم توجه جامعه بین اللملی به شرایط زندانیان در ایران، وضعیت را لحظه به لحظه برای آنان وخیم تر و حکومت ایران را برای ادامه روش های ضد انسانی خود جری تر خواهد کرد.

6.     نظام جمهوری اسلامی، مبتنی بر حکومت دینی است و قانون اساسی آن مجموعه متناقضی است که از یک طرف، ابزار تمرکز تمام قدرت در دست ولایت مطلقه فقیه است و از طرف دیگر، معرف تبعیض جنسیتی، قومی و دینی است. بر اساس قانون اساسی، رهبر، عالیترین و بالاترین مقام نظام است و تمام امور کشور تحت کنترل مطلقه او قرار دارد. حکم حکومتی رهبر فراتراز قانون اساسی و رای مردم است و برای تمام ارکان حکومت "فصل الخطاب" است. روسای قوای سه گانه، نمایندگان مجلس، شورای نگهبان، فرماندهان نظامی و انتظامی، اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام، امامان جمعه، رئیس صدا و سیما و حتی نمایندگان مجلس خبرگان که مسئول نظارت بر عملکرد رهبر می باشند، بطور مستقیم و غیر مستقیم توسط ولی فقیه انتخاب می شوند. در واقع ماهیت این نظام، حاکمیت تک نفره و دیکتاتوری مطلق می باشد.

7.     بنابراین، بر اساس ماده دوم میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، ضمن اعلام شکایت از حکومت ایران، بدلیل نقض گسترده حقوق بشر و حقوق اساسی زندانیان سیاسی-عقیدتی، از شورای امنیت و ارگان های ذيربط سازمان ملل درخواست می شود تا به منظور آزادی فوری و بدون قید وشرط همه زندانیان سیاسی-عقیدتی، مدنی، وکلا و مدافعان حقوق بشر، اقدامات موثر و ضروری را با استفاده از اهرم های اجرایی بین المللی، علیه آقای سید علی خامنه ایی، ولی مطلقه فقیه حاکم بر ایران، به عمل آورند.
8.     بر این باور هستیم که واکنش مناسب جامعه بین الملل به عملکرد حکومت ایران در قبال شهروندان خود، پیام قدرتنمندی خواهد بود تا این حکومت سرکوب آزادی های اساسی مردم ایران و نقض کنوانسیون های بین المللی که به اجرای آنها متعهد شده را متوقف کند.


رضا پهلوی

رونوشت: دبیرکل سازمان ملل متحد
شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد


---------------------------------------------------------------------------------------------


۱۳۹۰/۷/۲۳

اتحاد، تنها راه برای برون رفت از بحران ملی



هم میهنان عزیزم،

 جمهوری اسلامی از یکسو، با نقض مستمر حقوق بشر، اعدام های گسترده، سرکوب روزنامه نگاران، مدافعین حقوق بشر، حامیان حقوق زنان و کودکان و از سوی دیگر، با حمایت از گروه های تروریستی و ماجراجویی و بحران سازی در سطح منطقه ایی و بین المللی، برای سرپوش گذاشتن بر شکست های خود در عرصه های مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی، کشورمان را با بحرانی عظیم و خطرناک روبرو ساخته است. بدون شک ادامه چنین روندی، می تواند کشورمان را بسوی جنگ دیگری سوق دهد که نتایج هولناک و هزینه های گزاف و جبران ناپذیری را برای کشور و منطقه در بر خواهد داشت.

در این شرایط حساس و سرنوشت ساز، برای برون رفت از این بحران ملی، از همه کنشگران، فعالین سیاسی، مدنی و یکایک شهروندان ایرانی دعوت می کنم، ضمن تاکید بر حفظ منافع ملی کشورمان، با اتحاد حول یک هدف مشترک: "گذار بسوی دموکراسی و احترام به حقوق بشر"، دست در دست یکدیگر گذاشته و برای آزادی ایران و استقرار دموکراسی و حقوق بشر در کشورمان به پاخیزیم.

 سرنوشت ایران نمی بایست توسط دولت های خارجی بلکه تنها و تنها باید بدست مردم ایران تعیین شود. و این جز در سایه‎ی اتحاد نیروهای دموکراسی خواه و مبارزه بدور از خشونت به دست نخواهد آمد. به هوش باشیم که آیندگان درباره ما و عملکرد ما قضاوت خواهند کرد. 

رضا پهلوی

۱۳۹۰/۷/۱۸

دروغگو دشمن خداست

رییس جمهور حکومت اسلامی ایران در حاشیه اجلاس سازمان ملل، در مصاحبه با شبکه خبری «ای بی سی» آمریکا، در ارتباط با زندانی بودن آقایان موسوی، کروبی و همسرانشان، به همین سادگی در برابر چشم میلیون ها بیننده گفت:
«موسوی و کروبی آزادند و به زندگی روزمره مشغولند و اینکه او در کار قوه قضاییه دخالت نمی‌کند و قضات مستقل هستند»
.
هر چند با دیدن و شنیدن این مصاحبه و همچنین سخنانش در مجمع عمومی سازمان ملل تعجبی نکردم، اما بار دیگر عمیقا متاسف شدم، برای سرزمینمان ایران، مهد فرهنگ و تمدن باستانی، سرزمین مهرورزی، سرزمینی که « پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک» سرلوحه زندگی مردمانش بوده است. ولی اینک، کشورمان به منجلابی کشیده شده که فردی به عنوان رییس جمهور ایران در یک مجمع بین المللی حاضر می شود و با سخنانش، تخم نفرت و کینه توزی را در جهان می پراکند.

از میان 192 کشور عضو سازمان ملل، ایران تنها کشوری است که در این نهاد بین المللی با دو سمبل متفاوت جلوه می کند: یکی، منشور حقوق بشر کوروش و شعر سعدی (بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند) و از طرف دیگر مشاهده صحنه سالن خالی از نمایندگان دیگر کشورها، به هنگام سخنرانی نماینده حکومت اسلامی. آیا این واقعیتی غم انگیز و تاسف بار نیست؟

این موضوع جنبه دیگری نیز دارد، چون یاد داستان پسر بچه ایی افتادم که به جای نی زدن برای گله اش، از سر بیکاری و برای خوش‌گذرانی به دروغ فریاد «گرگ! گرگ!» سر میداد تا مردم ده را آزار دهد. بله، این داستان تکراری همان ماجرای «چوپان دروغگو» قصه های کودکی ماست. نتیجه اخلاقی داستان چوپان دروغگو در این است که او فکر می کند با دروغگویی، از یکسو ایرانیان و از سویی دیگر جهانیان باورش می‌کنند، ولیکن مردم ایران هوشیار هستند و می دانند که ریشه این دروغ بافی ها فراتر از نمایش های ساختگی است و تنها خود و نظام تمامیت خواهش را بی اعتبار می کند. امید که آخر این داستان را با دقت بخواند و یا به سرنوشت یک یک دیکتاتورها نگاهی بیاندازد و شاید که پندی بگیرد.

آقایان موسوی و کروبی، دو نامزد انتخاباتی که با تایید صلاحیت از شورای نگهبان در آخرین انتخابات ریاست جمهوری در ایران شرکت کردند، و معترض به نتیجه انتخابات بودند، به همراه همسرانشان چند ‌ماهی است که عملا گروگان گرفته شده اند و اطلاعی از وضعیت آنها در دست نیست. اقدامات رژیم در قطع ارتباط آنها با نزدیکان و بویژه فرزندانشان و انتشار اخبار دروغ و صحنه سازی ها، همه نشانه های ترس و وحشت این حکومت است. وقتی آقای موسوی به هموطنانش توسط دخترش پیشنهاد کرد تا برای تشریح وضعی که در آن بسر می برند، کتاب "گزارش یک آدم ربایی" نوشته گابریل گارسیا مارکز را مطالعه کنند، من نیز تحت تاثیر این جمله معروف قرار گرفتم:
«آنچه در آن سال ها در کلمبیا اتفاق افتاد، فوران آتش جهنم است که باید در انتظار پایانش بود... »

در این راستا، از هم میهنان آزاده ام بار دیگر می خواهم که برای آزدی نه تنها میر
حسین موسوی، مهدی کروبی و همسرانشان، بلکه آزادی بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران در این راه با اتحاد وسیع تری تلاش کنند.

«خداوند کشور را از دشمن، خشکسالی و دروغ محفوظ دارد»