۱۳۹۱/۸/۱۸ ه‍.ش.

بی تفاوتی خط پایان یک تمدن است


مسئولیت جان باختن ستار بهشتی بر دوش یکایک اعضای خانواده «ایران» است



مرگ مظلومانه وب نگار جوان، ستار بهشتی، در بازداشتگاه پلیس فتا،  هتاکی و برخورد غیرانسانی با زنان زندانی توسط نیروهای گارد یگان حفاظت زندان اوین، اعدام ۱۳ تن از هموطنانمان در تهران و شیراز، اخبار مربوط به شکنجه و اجرای حکم سنگسار چهار زن و دیگر اعمال قرون وسطایی حکومت اسلامی بر علیه مردم کشورمان دهشتناک است، ولی دهشتناکتر از آن سکوت در مقابل این جنایات است.

جمهوری اسلامی در طی سی و سه سال گذشته، بااعمال جنایت علیه بشریت، کشورمان را بسمت ویرانی و نابودی کامل سوق داده است. این نظام سرکوبگر، با نهادینه کردن خشونت در تمام سطوح جامعه و تخریب کلیه ساختار های اجتماعی و فرهنگی، خشونت هدفمندی را بر علیه مردم کشورمان، بویژه جوانان، این سرمایه های ملی، سازماندهی کرده است. سکوت ملت ایران در برابر این جنایات، به منزله چراغ سبزی است به حاکمان مستبد و خونریز جمهوری اسلامی برای ادامه این اعمال غیرانسانی و ضد بشری.

جوانان ایرانی، همچون ستار بهشتی و امیدرضا میرصیافی، نابسامانی های جامعه و نارضایتی های خود را همانند همه جوانان دنیا، در نوشتار به تصویر کشانده و فریاد اعتراض خود را در قالب بلاگ نویسی متبلور می کنند. ولی رژیم واپسگرا و متحجر جمهوری اسلامی، با نقض سیستماتیک آزادی اندیشه و بیان، تنها به دلیل بیان واقعیت، جوانان کشورمان را به قتل می رساند.

شوربختانه، در این بزنگاه تاریخی، ابرهای خاکستری «بی تفاوتی»، بر آسمان کشورمان سایه انداخته است. ما همه اعضای یک خانواده به نام «ایران» هستیم،  سکوت هر یک از اعضا این خانواده بزرگ در مقابل این جنایات، تیشه هایی است بر ریشه های تنومند این خانواده و آغازی است بر پایان تمدن کهن ایرانزمین. تنها راه مقابله با این فاجعه، شکستن دیوارهای بی تفاوتی و بی اعتمادی و عشق ورزی به دیگر اعضای این خانواده است. امروز تک تک اعضای  خانواده بزرگ «ایران» به یکدیگر نیازمندند.

هم میهنانم،

مسئولیت پایمال نشدن خون پاک ستار بر دوش تک تک اعضای خانواده «ایران» است. مادر و خواهر ستار را تنها نگذاریم و اجازه ندهیم یکی از جوانان خانواده ایران حق و خون پاکش پایمال شود.
خانواده محترم بهشتی، من و خانواده ام در این غم بزرگ با شما شریک هستیم. ستار بهشتی، اسطوره آزادیخواهی و میهن دوستی است و همانند دیگر قهرمانان ایرانزمین، جاودانه خواهد ماند.

رضا پهلوی

۱۳۹۱/۷/۲۱ ه‍.ش.

لغو مجازات اعدام و پایان دادن به خشونت



«هیچ انسانی نمی بایست مورد شکنجه یا سایر رفتارهای بی رحمانه و غیر انسانی یا مغایر با کرامت انسان قرار گیرد که منجر به تنزل مقام انسانی وی گردد.» ماده پنج از اعلامیه جهانی حقوق بشر

در حالیکه کارزار لغو مجازات اعدام، جهانشمول شده و هر ساله بسیاری از کشورها به جنبش لغو اعدام می پیوندند، رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی، بر اساس آمارهای رسمی، به نسبت جمعیت، مقام اول را در اجرای مجازات قرون وسطایی اعدام داراست.

حاکمیت ولایت فقیه، به نام خدا و دین، از همان روزهای نخستین بدست آوردن قدرت، با اجرای مجازات اعدام بر بام مدرسه رفاه، ماشین آدم کشی را به راه انداخت و پس از سه دهه همچنان تعداد زیادی از هموطنانمان را به اتهامات مختلف مرتبط با فهرست مجازات های منجر به مرگ در قوانین ایران و شریعت[*]، از جمله مواد مخدر، ارتداد، محاربه، جاسوسی، مفسد فی الارض و غیره به صورت فله ایی اعدام می کند، به غم انگیزترین شکل ممکن کودکان معصوم زیر ۱۸ سال را اعدام می کند و با برپایی چوبه های دار در خیابان ها، صحنه شنیع توحش و سلب زندگی انسانی را در برابر چشم همگان به معرض نمایش می گذارد.


اعدام یعنی قتل و کشتن انسانی به دست انسان دیگر، یعنی سلب حق زندگی یک انسان. مجازاتی که بر خلاف موازین حقوق بشر، کرامت و مقام انسانی را خدشه دار می کند. اعمال و اجرای قوانین ضد بشری و کشتار انسان ها، قساوت قلب و خشونت را در لابلای باورهای جامعه گسترش می دهد.

اندیشه انتقام و نگرش انتقامجویانه و خون را با خون شستن، تنها مظهر انحطاط، توحش قرون وسطایی و پس رفت فرهنگ انسانی یک جامعه است. جمهوری اسلامی بعنوان پیشرو اجرای این عمل وحشیانه در سطح جهانی، نه تنها موفقیتی در کاهش میزان جرم و جنایات در کشورمان نداشته است بلکه به ناهنجاری های جامعه بیش از هر زمانی دامن زده و اخلاق و کرامت و منزلت انسانی در کشورمان را با بحران عمیقی روبرو کرده است. 
 
هیچ دولتی حق ندارد با مجازات اعدام، بعنوان ابزاری برای حفظ حیات خود، حق زیستن را از انسانی دیگر بگیرد، وظیفه دولت، تامین امنیت فرد فرد شهروندان جامعه است. کنترل جرم و جنایت در جامعه، بازپروری مجرمین، استقرار عدالت کیفری از مجرای قوانین مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر و تامین حق آزادی و حق امنیت هر شهروند بر دوش همه نهادهای حکومتی است.

بهترین گواه بر تکامل سطح فکر بشر و کاهش میزان جرم و جنایات در جامعه، تجربه پرهیز از مجازات مرگ و ترویج فرهنگ عفو و گذشت در کشورهای دمکراتیک در دهه گذشته، بوده است.
در راستای ترویج احترام به منزلت و مقام انسان، ضمن همراهی با همه فعالان و مدافعان حقوق انسانی، اعتراض خود را علیه مجازات ضد انسانی اعدام و سنگسار توسط رژیم فقاهتی جمهوری اسلامی اعلام نموده و هر نوع خشونت پنهان و آشکار علیه هم میهنانم را شدیدا محکوم می نمایم.
مبارزه ما برای رسیدن به آزادی و امنیت فردی هرچند سخت و دشوار است، اما اطمینان دارم که در آینده ایی نزدیک پیروز خواهد شد.

رضا پهلوی



 [*] فهرست مجازات های منجر به مرگ در قوانین ایران و شریعت: وفق قانون(موادمخدر)، جاسوسی، خیانت به کشور، تکرار شرب خمر، تکرار مساحقه، تکرار تفخیذ، تکرار زنا، قذف، تکرار سرقت، زنا، لواط، ارتداد، محاربه، قتل عمد، (کتاب حق حیات: عمادالدین باقی)http://persian.iranhumanrights.org/wp-content/uploads/baghi_book.pdf?df4870

۱۳۹۱/۶/۶ ه‍.ش.

تلاش جهت اطلاع رسانی برای آیت الله کاظمینی بروجردی در مسابقه دو ماراتون المپیک لندن

از اقدام هم میهنانم برای اطلاع رسانی در مورد وضعیت وخیم آیت الله کاظمینی بروجردی در رقابت دو ماراتون المپیک لندن سپاسگزارم. این انسان بزرگوار به اتهام دفاع از جدایی دین از دولت و ترویج اسلام غیر سیاسی، هفت سال در زندان تحت شکنجه قرار داشته و از دارو، درمان، دسترسی به وکیل و حتی مرخصی محروم بوده است و بر طبق آخرین اطلاعات رسیده هم اکنون حکومت جمهوری اسلامی در صدد «مرگ نامحسوس» ایشان است. وظیفه همه کنشگران و فعالین سیاسی و یکایک شهروندان ایرانی است تا دست در دست یکدیگر گذاشته و با اطلاع رسانی و اقدامات عملی حکومت ایران را وادار به آزادی بدون قید و شرط زندانیان سیاسی-عقیدتی نمایند.  

رضا پهلوی





۱۳۹۱/۴/۱۸ ه‍.ش.

گرامیداشت سالگرد جنبش دانشجویی ۱۸ تیر




۱۸ تیر ۱۳۷۸، نقطه عطفی در تاریخ جنبش های دانشجویی ایران است که جرقه آن اعتراض به تعطیلی غیر قانونی یک روزنامه بود و در نهایت به خیزشی اجتماعی بدل گشت. جنبشی که با الگوی نافرمانی های مدنی و مبارزه بدور از خشونت، اصل نظام جمهوری اسلامی و دیکتاتوری مذهبی آن را به زیر سوال برد. خیزش دانشجویی ایران، جنبش مستقل و پویای قشر فرهیخته و جوانی با اندیشه های دموکرات و سکولار بود که با فاصله گرفتن از آرمان های اصلاح طلبی دوم خرداد ۱۳۷۶، آغازی شد بر جدایی نهادهای مستقل دانشجویی از نظام مستبد و تمامیت خواه ولایت فقیه. حرکتی که تبلور خواسته ها و آرمان های دانشجویان، روشنفکران و دگراندیشان ایرانی بود؛ به سرعت گسترش یافت و گروه های دیگر جامعه را جذب خود کرد.

برخورد رژیم ولایت فقیه با خواسته های برحق دانشجویان، قلع و قمع شدید وحشیانه آنان بود که به کشته و مجروح شدن شمار زیادی از دانشجویان منجر گشت. بسیاری از دانشجویان به زندان افتادند و شکنجه شدند و پس از آن هم محروم از تحصیل؛ برخی ناچار از ترک وطن بودند و امروز در سنگر مبارزه علیه جمهوری اسلامی و درمیان اپوزیسیون خارج از کشور هستند. سرکوب دانشجویان کوی دانشگاه، جنایتی بود که هیچ گاه از یاد و خاطره مردم ایران پاک نخواهد شد.

ده سال پس از حادثه ۱۸ تیر، جنبش سبز ایران توانست دامنه مبارزات مدنی را از حوزه دانشگاه به سطح جامعه بکشاند و فراگیر شود. دانشجویان که بخش های مختلف جامعه، همچون زنان، کارگران، بازاریان، هنرمندان، فرهنگیان، نظامیان، اقوام و دگراندیشان را نمایندگی می کنند، علیرغم سرکوب نهادهای حکومتی، نقش پررنگی در جنبش کثرات گرای سبز ایفا نمودند و چراغ دار مسیر مبارزات بدور از خشونت بودند.

دانشجویان قهرمان ایران زمین،

دلاوری های شما شیرزنان و دلیرمردان مبارز راه آزادی، شعله های جنبش آزادیخواهانه مردم ایران را فروزان تر نموده و پایه های این نظام مستبد و دانش ستیز را به لرزه انداخته است. در شرایط کنونی کشورمان، شما دانشجویان مبارز می بایست با آگاهی بخشی و ایجاد شبکه های اجتماعی در خانواده، محله و همچنین در کل جامعه، حرکت های اعتراضی آگاهانه ای را سازماندهی نمایید.

همچنین در فضای سرکوب و اختناق حاکم بر کشور، دانشجویان ایرانی برون مرز به منظور رساندن پیام جنبش دانشجویی به جهانیان، با استفاده از فضای حقیقی و مجازی همچون وبلاگ، شبکه های اجتماعی و رسانه های خبری بین المللی، وظیفه سنگینی را بر دوش دارند.

یقین دارم که مبارزات آزادیخواهانه مردم کشورمان در راه دستیابی به حقوق بشر، مدرنیته، رفاه، عدالت اجتماعی، برابری، آزادی، دموکراسی و سکولاریسم، تنها با اتحاد در یک حرکت منسجم و ملی، به ثمر خواهد نشست.

یاد و خاطره کشته شدگان کوی دانشگاه را گرامی می دارم و بر مادران پارک لاله و خانواده های جان باختگان و آسیب دیدگان و زندانیان در بند حاکمیت تمامیت خواه جمهوری اسلامی، که جان و جهان خود را در راه آزادی کشور و آرمان های آزادی خواهانه مردم ایران به خطر انداختند، درود می فرستم.

۱۸ تیر ماه ۱۳۹۱،
رضا پهلوی




۱۳۹۱/۳/۲۱ ه‍.ش.

همبستگی مردم ایران و سوریه در برابر دیکتاتور مشترک

تضامن الشعب السوري و الايراني ضد الديكتاتور المشترك
Iranian and Syrian people's solidarity facing a common dictator


مردم دلیر سوریه برای دستیابی به حقوق اساسی و انسانی خود همچنان در صحنه مبارزه علیه بشار اسد – دیکتاتور حاکم بر سوریه- هستند. بشار اسد با سرکوب خشونت آمیز و وحشیانه جنبش آزادیبخش مردم سوریه، هزاران شهروند معترض سوری را به خاک و خون می کشد. متاسفانه، عوامل سرکوبگر علی خامنه ای با حمایت از نیروهای امنیتی و سرکوبگر بشار اسد در اعمال جنایت علیه شهروندان سوریه نقش مهمی دارند.

دخالت جمهوری اسلامی در حوادث تلخ و غیر انسانی سوریه و جنایات اعمال شده بر علیه شهروندان آزادیخواه آن کشور را شدیدا محکوم می نمایم.از سازمان ملل متحد و جامعه بین الملل می خواهم در برابر رفتارهای وحشیانه و قرون وسطایی حکومت دیکتاتوری اسد که بقایش وابسته به حمایت دیکتاتوری خامنه ای است، ساکت ننشینند و قاطعانه هر دو دیکتاتور را محکوم نمایند.  

در این شرایط حساس، وظیفه همه کنشگران و فعالین سیاسی و مدنی، مدافعین حقوق بشر ایرانی و سوریه ای است تا دست در دست یکدیگر گذاشته و بر علیه یک دشمن مشترک، شورای امنیت سازمان ملل را وادار به ارجاع پرونده شکایت علیه علی خامنه ای به دادگاه کیفری بین المللی لاهه نمایند.

سازمان ملل متحد و شورای امنیت باید به عنوان ابزاری در خدمت اهداف و سیاست های حقوق بشری در کشور های ناقض آن باشد. امروز، هر عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد وظیفه دارد که  با پشتیبانی و حمایت از ملت ایران و سوریه، عکس العمل قدرتمند و منسجمی را در مقابل رفتارهای غیرانسانی علی خامنه ای نشان دهد.  

امید است که کشورهای چین و روسیه به عنوان دو عضو دایم سازمان ملل متحد تنها برای حفظ منافع دراز مدت کشور خود هم که شده دست از حمایت از رژیم جمهوری اسلامی و بعث سوریه بردارند چرا که هر دو حکومت مشروعیت مردمی خود را از دست داده اند.

مردم مبارز و آزادیخواه سوریه بدانند که در این مسیر دشوار برای رسیدن به دموکراسی و آزادی تنها نخواهند ماند. اگر حفظ دیکتاتوری بشار اسد خط قرمز علی خامنه ای است، دموکراسی و حقوق بشر در سوریه نیز خط قرمز مردم آزادیخواه ایران است.  

در راستای ارسال شکایت نامه رسمی علیه علی خامنه ای، به تاریخ ۱۵ ژانویه سال جاری (۲۵ دی ماه ۱۳۹۰) به تمام مراجع ذیربط (کشورهای عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد، دبیرکل سازمان ملل متحد و شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد) و ثبت آن به تاریخ ۳۰ ماه مه سال جاری (۱۰ خرداد ۱۳۹۱) در دادگاه کیفری بین المللی لاهه و دیدار من با لوئیس مورنو اوکامپو –دادستان کل دادگاه لاهه- در ارتباط با جنایات علی خامنه ای در ایران و سوریه، از مدافعان حقوق بشر سوریه دعوت به عمل می آورم تا گزارشی از جنایات اعمال شده علیه شهروندان سوریه و نقش مستقیم عوامل سرکوبگر علی خامنه ای در سرکوب مردم سوریه را به مراجع مربوطه ارسال نمایند.

رضا پهلوی 

**************************

تضامن الشعب السوري و الايراني ضد الديكتاتور المشترك


لا يزال شعب سوريا الباسل يناظل و بشجاعة عن طريق استخدام أساليب اللاعنف ضد الطاغية بشار الاسد من اجل تحقيق مطالبه لحقوق الإنسان،  و قد رد بشار الأسد على الحركة السورية من أجل الحرية بحملة قمع وحشية و التي أدت الى استشهاد و جرح الآلاف من المواطنين المحتجين على الاراضي السورية و للأسف، لعبت قوات الأمن القمعية لعلي الخامنئي بدعمها لقوات القمع لبشار الأسد دوراً هاما في ارتكاب هذهِ الجرائم ضد المواطنين في سوريا .
انني ادين بشدة تدخل الجمهورية الإسلامية في هذهِ الجرائم المريرة و اللا انسانية التي ارتكبت ضد المواطنين الأحرار في سوريا   واطالب من الأمم المتحدة والمجتمع الدولي عدم اختيار السكوت قبال وحشية العصور الوسطى لنظام الأسد الديكتاتوري و الذي يعتمد بقاءهُ على دعم من ديكتاتورية الخامنئى، اطلب منهم ادانة الديكتاتورين بشدة
في هذه البرهة الحرجة  ونظراً لحماية الجمهورية الاسلامية بقيادة علي الخامنئي لقوات الأمن القمعية لبشار الأسد ضد المدنيين السوريين فان مسؤولية جميع الجهات الفعالة المدنية و الناشطين السياسيين و المدافعين عن حقوق الإنسان في سوريا و ايران یجب ان يضعوا ايديهم في ايدي بعض للنضال ضد العدو المشترك علي الخامنئي الداعم و الموالي الوحيد لبشار الأسد من أجل إجبار مجلس الأمن الدولي لإحالة ملف الشكوى ضد علي الخامنئي إلى المحكمة الجنائية الدولية في لاهاي.
ينبغي أن يكون مجلس الأمن للأمم المتحدة وسيلة في خدمة أهداف و سياسات حقوق الإنسان ضد البلدان التي تمارس القمع و انتهاك حقوق الإنسان . فمن واجب كل عضو من أعضاء مجلس الأمن للأمم المتحدة  اليوم أن يدعم شعبي ايران و سوريا بإظهار رد فعل قوي ضد المعاملة القاسية و الجرائم اللانسانية التي يقوم بها علي الخامنئي في ايران وسوريا.
و من المؤمل ان البلدين روسيا والصين الأعضاء في مجلس الامن الدولي و من أجل الحفاظ على مصالحهم البعيدة الامد أن يضعوا أيديهم  في أيدي الشعب الايراني والسوري ضد كلا الديكتاتوريتين التي خسرت شرعية شعوبها وأن تتعاون و بشكل حاسم مع باقي الأعضاء الدائمين لمجلس الامن الدولي في هذا المجال.
ليعلم الشعب السوري الذي يقاتل من أجل الحرية بأنهم ليسوا وحيدون في هذا الطريق الصعب، و إذا كان الأسد يداوم على البقاء بالدعم من جانب علي الخامنئي فأن الشعب السوري و بالدعم من الشعب الايراني سيحققوا الديمقراطية و حقوق الإنسان في بلدانهم. و إذا كانت ديكتاتورية بشار الأسد هي الخط الأحمر لعلي الخامنئي فأن الديمقراطية و حقوق الإنسان لشعب سوريا هي الخط الأحمر لشعب ايران المُحب للحرية.
في ظل إرسال الشكوى الرسمية ضد علي الخامنئي في الخامس عشر من يناير من هذا العام الى جميع المنظمات ذات الصلاحية ( دول أعضاء مجلس الأمن الدولي والأمين العام للأمم المتحدة ومجلس حقوق الإنسان في الأمم المتحدة) و التي سُجلت في  تاريخ ٣٠ مايو في المحكمة الجنائية الدولية في لاهاي و اللقاء مع السيد أوكامبو المدعي العام في مجال الجرائم التي ارتكبها علي الخامنئي من إيران و إلى سوريا أدعو المدافعين عن حقوق الإنسان في سوريا للحصول على تقرير عن الجرائم التي ارتكبت ضد المواطنين السوريين و الدور المباشر في القمع من طرف عملاء علي الخامنئي في سوريا و إرسال التقرير الى هذهِ السلطات ذات الصلاحية
الایرانیون یدعمون الثوره الشعبیه السوریه


رضا بهلوي




۱۳۹۱/۲/۱۹ ه‍.ش.

خلیج همیشه فارس



در همه اسناد، مدارک تاریخی و نقشه های جهان از 2500 سال پیش، نام این آب ها خلیج فارس ذکر شده است. خلیج فارس، توسط نهادهای مرجع بین الملل مانند سازمان ملل متحد پذیرفته شده و در اسناد و مکاتبات رسمی بین المللی استفاده می شود. مگر اقیانوس هند را می توان اقیانوس آفریقا نامید؟ مگر می توان با تاریخ مقابله کرد؟

چه بر سر ما ایرانیان و سرزمین عزیزمان آمده است که نام خلیج فارس از برنامه نقشه گوگل حذف می شود؟ مالکیت جزایر سه گانه زیر سئوال می رود؟ تصویر خشک شدن دریاچه ارومیه در صفحات مختلف مجازی به چشم می خورد؟ دریاچه خزر به حراج گذاشته می شود؟ و سرمایه های کشورمان اینچنین به تاراج می رود؟ مگر نه اینکه تمامیت ارضی ایران برای ما ملت ایران، اصلی مسلم و انکار ناپذیر است؟

هوشیار باشیم، که ادامه حیات جمهوری اسلامی، تهدید جدی علیه تمامیت ارضی کشور و وحدت ملی ما است. متاسفانه، نظام جمهوری اسلامی به سبب سیاست های نابخردانه، تنش آفرین و بی تجربگی در عرصه دیپلماسی، جهانی را در تقابل با ایران برانگیخته است.

هم میهنان عزیزم،

از نفاق، کینه ورزی، تهمت و افترا زدن به دیگری بپرهیزیم و در این شرایط حساس تاریخی که سرزمینمان ایران با آن روبروست، دست در دست هم، با همبستگی، همدلی و اتحاد، برای اجتناب از بروز یک فاجعه خانمانسوز برای حفظ تمامیت ارضی ایران به پا خیزیم و کشورمان را از این بحران که ناشی از وجود و دوام این رژیم تنش آفرین و غیرمردمی است، نجات دهیم.

چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم
خانه اش ویران باد

حمید مصدق