۱۳۹۳/۸/۲۶ ه‍.ش.

سونامی سرطان

 
روند رو به رشد سرطان و وقوع "سونامی سرطان "، این بیماری دردناک و کشنده در کشورمان به ویژه در سنین جوانی و نوجوانی واقعیت تلخی است که بعضی از مسئولین نظام جمهوری اسلامی نیز آن را تایید کرده اند. 

خطرات ناشی از ارسال پارازیت های ماهواره ای، آلودگی هوا در اثر توزیع سوخت غیراستاندارد، باران های اسیدی، افزایش آلاینده ها و پدیده ریزگردها از عوامل اصلی زمینه‌ساز سرطان و تخریب جبران ناپذیر زیست بوم کشورمان است. افزون بر این، مصرف دهشتناک مواد مخدر همچون تریاک در ایران، مواد غذایی ناسالم از دیگر عوامل اصلی پیدایش سونامی سرطان در کشورمان است. متاسفانه، بی کفایتی نظام داران جمهوری اسلامی در امور مملکت داری، کشورمان را با خطرات جدی اجتماعی و بهداشتی روبرو کرده است.

غم انگیزتر آنکه، هیچ اقدام عملی برای کاهش آثار آلودگی هوا بر محیط زیست مشاهده نمی شود و روزانه شاهد خشک شدن منابع آبی، از بین رفتن طبیعت بی نظیر کشورمان و مواجه با فاجعه خشکسالی در آینده ای نه چندان دور می باشیم.

هم میهنانم، 

فراتر از بحران های سیاسی و اقتصادی که نظام جمهوری اسلامی، کشورمان را امروز با آن مواجه کرده است، در این شرایط سخت و دشوار که زیست بوم ملت ایران در معرض خطر جدی می باشد و مرگ دلخراش اخیر هنرمندان جوان کشورمان شاید تلنگری جدی باشد تا در مقابل استبداد جمهوری اسلامی و برای برقراری حکومتی برآمده از اراده ملت که دل نگران سرنوشت مردم ایران باشد، ایستادگی کنیم.

پاینده ایران
رضا پهلوی

۱۳۹۳/۸/۳ ه‍.ش.

نامه ای برای ریحانه



سلام ریحانه،

امروز، پدری برایت این نامه را می نویسد که همه تلاش خود را در زندگی برای به تحقق رسیدن آرزوهای دخترانش بکار بسته است، همانطور که مادر و پدرت برای تو همه تلاششان را کردند تا تو به آرزوهایت برسی.

چند سال پیش وقتی خبر دستگیریت را شنیدم، جویای دلیل آن شدم. مدعی شده بودی که دست مردی از جنس « اطلاعات جمهوری اسلامی » بر حرمت تو تعرض کرده بود و تو برای دفاع از خود ناخواسته او را به قتل رسانده بودی. باور این داستان را به زمان سپردیم.

ریحانه،

سال هایی که جوانی خود را در پشت میله های زندان گذراندی، بزرگ شدنت را شاهد بودیم. همه این سال ها از ادعای خود عقب نشینی نکردی و رفتن را بر ماندن ترجیح دادی. انگشت شمار هستند کسانی که برای فرار از مرگ از ادعا و حیثیت خود گذشت نکنند.

بامداد امروز تو در سرزمینی که « ناعدالتی حاکمانش » در لابلای جامعه اش بوی تعفن گرفته است، « عدالت » را برگزار کردی. درود بر تو و بر کرامت زنانه ات که مانند سرو به آسمان پرواز کردی.

آخرین پیامت را از زندان شنیدم، تو قصه زندگی را به زیبایی تعریف کردی « مرگ پایان زندگی نیست »، «در راه خلقِ یک ارزش باید ایستاد، حتی اگر بمیری»



قتل تو ریحانه، لکه ننگ دیگری بر چهره نظام جمهوری اسلامی که فرهنگ قصاص و انتقامجویی را در جامعه ترویج می دهد، بجای گذاشت.

برای شعله پاکروان، مادر بزرگوارت که همچنان نگران تب بدنت بود، شکیبایی را آرزومندم.

video


مادر و پدرت به وجود تو همواره افتخار خواهند کرد و همه مامردم ایران به یادت شمعی روشن می کنیم و یادت را در خاطره ها جاودان می کنیم. از همه هم میهنانم که برای اجرای «بخشش» همه توان خود را بکار بستند قدردانی می کنم و ریحانه همیشه در قلب هایمان زنده خواهد ماند.


رضا پهلوی










۱۳۹۳/۵/۱۹ ه‍.ش.

به یاد دکتر شاپور بختیار



دکتر شاپور بختیار، مردی بود از جنس شجاعت، و وفادار به قانون اساسی مشروطه، پایبند به اصول دمکراسی، و همیشه آنچه را که در اندیشه داشت، بدون هیچ تعارفی بازگو می کرد. نسبت به تخطی از قانون اساسی اعتراض می کرد، به آزادی بیان اعتقاد راسخ داشت، اما در مقابل آنارشیسم و هرج و مرج، ایستادگی می کرد و نظم و قانون را محترم می شمرد، و در نهایت، برای نجات کشور، از جان خود نیز مایه گذارد.

از زمان گزینش به مقام نخست وزیری، اقدامات مهمی به هدف رسیدن به انتخاباتی آزاد و سالم انجام داد، اما شوربختانه خویشتن را در برابر هم حزبی های خود، و دیگر سازمان های سیاسی هم پیمان با خمینی، یکه و تنها یافت.

پس از استقرار حکومت جمهوری اسلامی، همچنان برای آزادی ایران فعالیت های خود را ادامه داد. در آن دوران کوتاه از قاهره تا پاریس، همکاری بسیار صمیمی و خوبی با او در راه آزادی وطن داشتم. او همواره به آینده می نگریست و امید داشت. بی پرده بگویم که او از جمله کنشگران سیاسی معدودی بود که صداقت در پندار، گفتار و کردارش، موج می زد.

آن روز غم انگیز را فراموش نمی کنم که خبر قتل ناجوانمردانه شاپور بختیار به همراه دستیارش سروش کتیبه را به من رساندند.

در شرایط کنونی، که کشورمان همچنان با بحران جمهوری اسلامی مواجه است و شرایط به وخامت رسیده است، جای او را در کنار خود بسیار خالی می بینیم.

یقین دارم که جوانان امروز، راه او که همانا آرمان های مشروطیت و حاکمیت مردم بر مردم است، را ادامه خواهند داد، و بنیان فردای ایران را بر پایه حقوق بشر، دمکراسی و مردم سالاری بنا خواهند نهاد.

تنها راه پایمال نشدن خون این عزیزان، تشکیل کمیته حقیقت یاب و ارائه مدارک و اسناد به دادگاه های صالحه، در چارچوب دادگستری مستقل در ایران آزاد فردا، بمنظور رسیدگی به جنایات جمهوری اسلامی می باشد.

پاینده ایران
رضا پهلوی

۱۳۹۳/۳/۲۶ ه‍.ش.

قهرمانان ملی پوش ایران




با اقتدار و قلبی سرشار از عشق و مهرایران، به جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل راه یافتید و دل مردم ایران را شاد کردید. مسابقه های جام جهانی، فراتر از یک رویداد ورزشی، رخداد نیکویی ست، که نمایانگر همبستگی یک ملت و پیوند با دیگر ملت ها است. 
هنگام ورود شما، برومندان ایرانزمین، به میدان بازی، همه ی مردم ایران، در سراسر جهان، از هر تیره و تباری، با هر لهجه و زبانی، به خروش می آیند، هم صدا و یک صدا، نام ایران را فریاد می زنند. 
هرآنچه نتیجه بازی پس از سوت پایان باشد، شما افتخارآفرینان، جاودان ورزش ایران هستید. و همه ی ملت ایران به شما می بالند، چراکه حضور قهرمانانه ی شما، در بازی های جام جهانی، یادآور تاریخ کهن چند هزار ساله ی ملت ایران است. 
در حالیکه نظام جمهوری اسلامی، شادی و هیجان را از مردم کشورمان برای تماشای بازی های جام جهانی سلب کرده است. از پایکوبی ملت ایران ترس و وحشت دارد. و حضور زنان را از ورود به استادیوم ورزشی ممنوع کرده است. بازی قهرمانانه شما، شادی جاودانه را برای ملت ایران به ارمغان خواهد داشت و ما ایرانیان در سرتاسر گیتی، از اعماق وجودمان فریاد خواهیم زد: ایران، ایران، ایران

پاینده ایران
رضا پهلوی

۱۳۹۳/۳/۱۵ ه‍.ش.

خشونت زدایی از تبادل باورها



هم میهنان گرامی، 

شخصیت های تاریخی و تاریخ ساز این فرهنگ کهن تنها در دادگاه تاریخ مورد قضاوت و ارزیابی قرار می گیرند، و مردم ایران، خود بهتر از هر کس دیگر از خدمات افراد دلسوز و میهن دوست آگاه هستند. اما نکته ای که در این برهه تاریخ، ما بعنوان یک ملت باید تمرین کنیم، رواداری و مدارا و رفتاری انسان دوستانه با یکدیگر است

در جوامع بدوی، حکم اعدام به اجرا گذاشته می شود و خون را با خون می شویند. بدینسان، اندیشه انتقام جویی و خشونت را با خشونت پاسخ دادن، پیشه راه مردمان آن جامعه می شود. 

شوربختانه فرهنگ فحاشی و پرخاشگری در سایه خشونت ذاتی حکومت فعلی ایران، در لایه های جامعه ما نیز نفوذ پیدا کرده استبعضی، برای بیان باورهای خود در مقابل یک باور دیگر، به توهین و افترا دست آویز می شوند. 

آیا توهین و تهمت را می بایست با توهین و خشونت پاسخ داد؟ آیا پیگیری قانونی و یا اعتماد به افکار مردمی برای پاسخ به توهین و تهمت، بهترین راهکار در مقابله با خشونت های کلامی نمی باشد ؟ 

مبارزه ما در راستای دستیابی به مردم سالاری و حاکمیت قانون، تنها با انحلال جمهوری اسلامی میسر نمی شود. بهترین راه برای رسیدن به آزادی و آبادی در ایران فردا، تغییر در پندار، گفتار و رفتار روزانه ما ایرانیان بسوی نیکی و پاکی می باشد. 

نباید فراموش شود که پرهیز از هرگونه خشونت جسمی و یا کلامی، رواداری و رفتار انسان دوستانه با یکدیگر، خط قرمزی است که ما را از نظام خشن و مستبد کنونی، متمایز می کند. 

همبستگی در یک کارزار مردمی در مقابله با حرکت و یا اندیشه ای که برخلاف منافع ملی باشد، قابل قدردانی و با ارزش است. ولیکن خط قرمزی که مرزها را تعیین می کند، ارائه استدلال های درست و به دور از فحاشی، تحقیر، تهدید و توهین است. 

بر همه ما دوستداران ایران است که از خشونت کلامی و توهین خودداری کنیم و آستانه تحمل خود را بالا ببریم، حتی در مقابل کسانی که جز توهین و هتاکی راه دیگری برای برقراری ارتباط نمی دانند. افزون بر این، نقش رسانه ها دو چندان می باشد، چراکه در دنیای کنونی رسانه ها نقش مهمی را در عرصه آموزش و  روشنگری جامعه بردوش می کشند. رسانه ها می بایست با ایجاد فضایی سالم برپایه پندار، گفتار و کردار نیک، فضای امنی برای گفتمان و آگاهی رسانی ایجاد کنند. 

ما خواهان ایرانی هستیم که آزادی بیان در همه ابعاد و به معنی واقعی کلمه در آن وجود داشته باشد
در ایران آزاد این وظیفه همه شهروندان است تا از حق آزادی بیان، و حق آزادی باورها دفاع کنند . بدیهی است من با بسیاری از سخنان و توهین و تهمت های اخیر در مورد شخصیت های تاریخ ساز کشورم مخالفم، اما به خاطر اعتقاد عمیقم به آزادی بیان اجازه نمی دهم که افرادی به نام دفاع از این شخصیت ها، به بهره برداری های شخصی بپردازند و همبستگی و همسویی نیروهای سکولار ـ دمکرات را به مخاطره بیاندازند. 

این آلودگی به خشونت در جامعه ایرانی، زاده جمهوری اسلامی است، و ما خواهان زدوده شدن این خشونت، و ایجاد جامعه ای مدرن و قانونمدار، برپایه اعلامیه جهانی حقوق بشر هستیم

پاینده ایران
رضا پهلوی


آزادی باورها و بیان 
ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر 

"هر كس حق آزادی عقیده و بیان دارد و حق مزبور شامل آن است كه از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در كسب اطلاعات و افكار و در اخذ و انتشار آن به تمام وسایل ممكن و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد."

محدودیت بر آزادی بیان
ماده ۲۰ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی

 "هرگونه دعوت به کینه (تنفر) ملی یا نژادی یا مذهبی که باعث تحریک به تبعیض و یا دشمنی و خشونت گردد، بموجب قانون ممنوع می باشد."   

۱۳۹۲/۹/۱۹ ه‍.ش.

ایران مهد پهلوانان

او که کشته شد از همین مردم بود... 
او هم ایرانی بود…


در چندروز گذشته، شاهد پیام های توهین آمیز و به دور از شان فرهنگ غنی ایرانی در برگه یکی از بهترین فوتبالیست های جهان، لیونل مسی، از سوی تعدادی از هم میهنانمان بودیم. تاسف بار آنکه رسانه های آرژانتینی، انگلیسی، فرانسوی، آلمانی و دیگر رسانه های غیرفارسی زبان به انتشار توهین های جمع کوچکی از ایرانیان به بازیگر آرژانتینی، لیونل مسی پرداختند. 


در تاریخ و ادبیات کهن ایرانزمین، وجود پهلوانان و قهرمانان اسطوره ای همواره نمایانگر آیین جوانمردی در خلق و خوی ورزش های ایرانی بوده اند. در گذر تاریخ، ورزشکاران ایرانزمین افزون بر قهرمان آفرینی در شاخه های گوناگون ورزشی، اسطوره جوانمردی و فرهنگ مهر و دوستی نیز بوده اند.
در حالیکه جامعه ورزشکاران ایران همواره الگوی اخلاق و منش جوانمردی بوده اند، یادی می کنم از اسطوره ملی پوش فوتبال ایرانزمین، شادروان ناصر حجازی، دروازه بان نامدار که از یکسو در عرصه فوتبال ایران قهرمان آفرینی کرد و از سوی دیگر اسطوره و الگوی اخلاق و رفتار نیک بود.

هم میهنانم،

دیکتاتوری جمهوری اسلامی از آغاز حکمرانی خود، برمحور «دیانت»، در مقابل «ایرانیت»، دیواری بلند به نام «تهاجم فرهنگی» به دور «فرهنگ ایران» ساخت.
پیامد عملکرد این نظام، تضعیف نظام آموزش و پرورش و فرهنگ ایرانی بوده است. نظامی که با اعمال سیاست های تحریک آمیز، موجبات تحلیل فرهنگ کشورمان شده و همه تلاشش به مخاطره انداختن همبستگی ملت ایران است.
رسالت یکایک ما مردم ایران، پایبندی به فلسفه پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک است. پرچم مهد آیین مهر، در دستان شما فرزندان سرزمین گردآفرید و رستم و تهمینه و تهمتن است. با رفتار و منش دوستانه با همه مردمان جهان، نام ایران را در جهان دگربار سربلند و سرافراز نگاه دارید.

پاینده ایران
رضا پهلوی


۱۳۹۲/۹/۱۵ ه‍.ش.

نلسون ماندلا

پیام جاودانه آشتی و صلح


نلسون ماندلا، انسانی از جنس مقاومت بدون توسل به خشونت در مقابل آپارتاید، تبعیض نژادی و بی عدالتی که نسبت به هم میهنانش روا می رفت، می باشد. در طی سال های طولانی مبارزه در زندان جزیره روبن، همواره از طریق روش های صلح آمیز با پایبندی به اصل و اندیشه آشتی ملی در مقابل استیلای سفیدپوستان و استیلای سیاه پوستان مقابله کرد.او به دنبال آرمان جامعه ایی آزاد و دمکراتیک، آنجایی که توازن و فرصت های برابر برای همه میسر گردد، زندگی خود را وقف مردم آفریقا کرد.
«... اما اگر نیاز باشد آماده ام برای این آرمان بمیرم...»

سرانجام سال ها مبارزه برای برقراری صلح و کسب حق رای برای سیاه پوستان، در تاریخ بیست و هفتم آپریل ۱۹۹۴ در فرایند یک انتخابات آزاد و دمکراتیک، ماندلا رهبر کنگره ملی آفریقا، توسط مردم آفریقای جنوبی به عنوان نخستین رییس جمهور سیاه پوست کشور برگزیده شد. نلسون ماندالا پس از تصاحب قدرت، نهادها و بدنه دولت را حفظ کرد، رییس جمهوری پیشین را به سمت معاون خود برگزید و مدیران دولتی را برکنار ننمود. او همواره با دشمنان دیروز و مخالفان روز خود با تساهل رفتار کرد.
اینچنین، اندیشه نلسون ماندلا الهام بخش صلح و آشتی، جاودانه و فراگیر است و هرگز نمی‌‌میرد. چرا که پایبندی او به اصولی معنوی برای رسیدن به عدالت و آزادی در شیوه مقاومت از طریق صلح و آشتی، الگوی جاودانه آزادیخواهان جهان است.
در این سال های تبعید و دور از وطن که کینه و خشونت، فضای جامعه ایرانی را در درون و برون از مرزهای کشورمان پر کرده بود، نلسون ماندلا همواره سرمشق و الگوی من در بخشش، آشتی، عشق و صلح به جای کینه و دشمنی بوده است.
در طی سال های گذشته، پیدایش جنبش های سیاسی و مدنی در راه رسیدن به دمکراسی فصل جدیدی از اندیشه مبارزه به دور از خشونت برپایه آشتی و صلح را در تاریخ پرفراز و نشیب ایران باز کرده است. از نمونه های بارز این جنبش ها، حضور زنان در عرصه مبارزه با تبعیض ناروایی که نظام مستبد جمهوری اسلامی برآنها روا داشته است، می باشد. زنان ایرانی برای رسیدن به مطالبات خود همواره از خشونت پرهیز کرده و با برخوردی فراجناحی و فرامسلکی با همدلی و همفکری در کنار هم ایستادگی کرده اند.
در پاسخ به هم میهنانی که روزانه این پرسش را مطرح می نمایند: حاکمان جمهوری اسلامی عزیزترینم را از بین برده، من و خانواده ام را آواره کرده و من چگونه می توانم همه این جنایات را فراموش کنم؟ دعوت می کنم تا به اندیشه نلسون ماندلا بپیوندند. ببخشیم، اما فراموش نکنیم و تا دادگاه صالحه مستقل راه این استاد بزرگ را در پیش گیریم.

«...اگر قرار باشد خون را با خون شست دچار بدبختی می شویم، ببخشیم اما فراموش نکنیم...»
نلسون ماندلا

در شرایط کنونی، همه نهادها، ارگان ها و جنبش های سیاسی و مدنی ایرانی، با پیروی از فلسفه فکری رهبران کاریزماتیک دهکده جهانی مانند نلسون ماندلا، گاندی و مارتین لوترکینگ، در یک نهضت ملی به دور از انتقام جویی‌ها و ماورای هر انگیزه‌ای از خشونت که تمام اقشار جامعه را در بر می‌‌گیرد،‌ گذار بسوی عدالت و برابری برای هر ایرانی را میسر می کند.
به باور من، برای گذر از نظام آپارتاید دینی کنونی و دستیابی به حکومت مردم بر مردم از طریق آشتی ملی و بخشش عمومی، به عنوان روشی‌ کار ساز برای تغییرات بنیادین در ایران بر مبنای این حقیقت شکل گرفته است، که در نهایت می تواند نتیجه‌اش فراگیر و جاودانه‌ باشد.

یادش گرامی و جاودانه
رضا پهلوی